تبليغاتX
داستان دوستی من وتو.....




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


داستان دوستی من وتو.....

نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

یعنی میشد؟

نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

نشد یعنی نخواستی با هم باشیم

نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

دیشب از سحر خواستم با هم دوست بشیم ولی گفت:

تو پسره خوبی هستی ولی من قبل از تو کسایه دیگه هم از من همینو خواستن.............

قبول نکرد......گفت نه......نمیشه........نخواست......نمی خواست.....

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 11 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 11 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 11 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 11 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 11 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

خوب تو که میری بالا فکر کردی چطور می خوای بیای پایین؟

Click to view full size image

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

من از همون بچه گیام زورم زیاد بوده!!!!!

Click to view full size image

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

سلام!امشب شبه آرومی بود نسبتا....

همه شادن ولی من نه زیاد....

آخه چی می شد تو این شب عزیز منم به حاجتم برسم؟

شب شبه عیده به ولادته.....

میلاد ثامن الحجج علی بن موسی الرضا مبارک

Click to view full size image

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

سلام!

سلام به همه دوستان گل و مهربون خودم عذرخواهم که چند وقت نبودم باور کنید سرم شلوغه همش کار دارم و  دسترسی به اینترنت کم الانم اومدم به عنوان شب کاری نمایندگی البته به همراه پدرم جاتون خالیه

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در شنبه 21 شهریور1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

Click to view full size image
نوشته شده در شنبه 21 شهریور1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

نوشته شده در دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 4 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

Science As Art - Nano Rose by Paichun Wei
نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 9 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

تا حالا شده بین دوراهی به مونی؟و ندونی کدوم راهو انتخاب کنی؟؟

دوست دارم با یکی دوست بشم و دوست دارم عاشق یکی باشمحتما میگین عجب آدم پررویی هستم!

نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 7 بعد از ظهر توسط علیرضا| |

Click to view full size image

نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 7 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

سلام !

من از همه دوستانی که منتظره خاطرات من هستند عذرخواهم که نمیتونم بنویسم چون سرم واقعا شلوغه من شرمنده شما هستم

نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 7 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

Click to view full size image
نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 8 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

سلام به همه دوستان خوبم یه خبر خوب من و مرجان با هم آشتی کردیم و به دلیل مشغله کاری ننمیتونم فعلا زیاد آپ کنم منو ببخشید
نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 7 قبل از ظهر توسط علیرضا| |

Click to view full size image
نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 7 قبل از ظهر توسط علیرضا| |


Design By : Night Skin

ستاره